phone
تماس با مرکز مشاوره
online
مشاوره آنلاین
booking1
رزرو وقت مشاوره
map
دریافت مسیر نقشه
طلاق

آیا طلاق به دلیل ناباروری کار صحیحی است؟

نازایی چگونه باعث طلاق می شود؟

ناباروری سومین علت طلاق است، داشتن فرزند یک نیاز ذاتی است که کم و بیش در تمام انسان‌ها یافت می‌شود.  عدم توانایی باروری و واکنش‌های اجتماعی رایج در جامعه نسبت به این افراد باعث می‌شود که افراد نابارور دچار مشکلات روان‌شناختی جدی گردند. شایع‌ترین واکنش زوج‌ها در مواجهه با ناباروری، از دست دادن حق انتخاب در زندگی یا حداقل بر یک جنبه مهم آن، یعنی تصمیم‌گیری در مورد تعداد افراد خانواده است.

پاسخ‌های هیجانی و تطابقی منتج از ناباروری در افراد مختلف متفاوت است. این قبیل واکنش‌ها، مانند بسیاری از هیجانات منفی، برداشت فرد را از شخصیت خود مختل می‌کنند و ناهنجاری‌های روانی فراوانی به دنبال دارند. واکنش‌های هیجانی با خصوصیات شخصیتی، قدرت انطباق‌پذیری، انتظارات، مسائل فرهنگی و روش‌های حمایتی جامعه ارتباط دارند.  زنان و مردان به اشکال متفاوتی با اضطراب ناشی از ناباروری روبه‌رو می‌شوند.

۴۹درصد زنان و ۲۵ درصد مردان آن را بدترین تجربه زندگی خود عنوان کرده‌اند.  زوج‌ها در مواجهه با ناباروری به ترتیب از مراحل ذهنی زیر گذر می‌کنند:   تعجب و بهت، شوک، انکار، خشم، انزوا، احساس گناه، غم و اندوه، افسردگی و پذیرش. نگرش اطرافیان و باورهای فرهنگی جامعه، در کنار استرس ناباروری، بر اضطراب افراد می‌افزاید.

روابط فرازناشویی
روابط فرازناشویی

از سویی دیگر درمان ناباروری درازمدت و هزینه‌بردار است و باید زوج‌ها را آماده کرد تا با خشم، خستگی و گاه شکست با روش‌های مختلف درمانی کنار بیایند. در برخی زوج‌ها نیز احساس ناامنی و از بین رفتن حریم خصوصی ایجاد می‌شود. در حال حاضر ۲ تا ۳ میلیون زوج نابارور در ایران زندگی می‌کنند که سالانه حدود ۱۰۰ هزار زوج نابارور به این تعداد افزوده می‌شود.

در این میان می‌توان اعتیاد، ‌مصرف سیگار و مشروبات الکلی، بیماریهای مقاربتی و ژنتیکی را در مردان و اختلال در تخمک‌گذاری، آلودگی هوا، دیر ازدواج کردن، مصرف غذاهای آماده و حاوی افزودنی و همچنین خوردن میوه‌های مسموم را از شایع‌ترین علل ناباروری در زنان دانست.

تعارضات زناشویی و طلاق
تعارضات زناشویی و طلاق

نازایی که به نوعی یک بیماری خاص و مزمن است در حال حاضر در کشور ما یک بیماری لوکس تلقی شده و متأسفانه با وجود هزینه‌های بالای ناشی از دارو و تجهیزات پزشکی درمان آن تحت پوشش بیمه‌ها قرار نگرفته و همین امر موجب شده است که با وجود امکانات مجهز درمانی در کشور تنها ۲۰ تا ۳۰ درصد از زوج‌های نابارور توانایی پرداختهزینه‌های درمانی را داشته و تحت درمان قرار گیرند.

لذا ضروری است، نازایی یک بیماری خاص در کشور محسوب شود و حداقل ۲ تا ۳ سیکل درمانی آن تحت پوشش بیمه‌ها قرار گیرد. در غیر این صورت عدم حمایت دولت و فشارهای اقتصادی وارد بر زوج‌های نابارور آنها را از دست‌یابی به یک درمان مناسب محروم ساخته و افزایش آمار طلاق را به دنبال خواهد داشت.

قابل توجه ساکنین محترم تهران: مطلب مشاوره روانشناسی در تهران

نقش نا باروری در طلاق

۱۰ نشانه بر هم خوردن زندگی مشترک 

رابطه زناشویی یک شبه ویران نمی شود. این امر به تدریج و به صورت نا محسوس روی می دهد. درست مثل شکاف هایی که در عمق زمین ایجاد می شوند. پیش از آنکه متوجه این مطلب شوید، شکافی عمیقی میان شما و همسرتان به وجود می اید و دلیل آن هم این است که بسیاری از زوجین به جای حل مشکلات ترجیح می دهند چشم پوشی کرده و نسبت به آنها از خود بی توجهی نشان دهند.

منشا این مشکلات هر چیزی می تواند باشد؛ اما اساسا به دلیل تغییر در رفتار یکی از زوجین می باشد. در زیر ۱۰ نشانه از طرز برخوردی است که باید آنها را به عنوان نوعی احضاریه به سمت دادگاه خانواده تلقی کرد.

۱: دیگر کنار یک دیگر نمینشینید

  هر سال در مراسم روز عید صندلی کناری خود را برای خانمتان رزو می کردید، اما امسال پسر خواهرتان در کنار شما نشسته است. صندلی ای که همیشه برای سالیان پی در پی جای او بوده است. آیا تا به حال به دلیل آن فکر کرده اید؟

آیا طلاق به دلیل ناباروری کار صحیحی است؟

۲: برای هم تفاوتی ندارید

تمام تلاش و کوششی که برای حفظ رابطه می کردیدی کم کم از بین می رود و به صورت فردی از خود راضی در می آیید. از یکدیگر نمی پرسید که روز خود را چگونه گذرانده و چه کارهایی انجام داده اید. زمان سلام و خداحافظی با یکدیگر رو بوسی نمی کنید. او دیگر عکس شما را درون کیف پولش قرار نمی دهد و شما هم همینطور. می توانید به راحتی بدون او به زندگی خود ادامه دهید، به همین دلیل زمانی که هر دو در خانه هستید، ترجیح می دهید با هم در یک اتاق نباشید.

علت های طلاق
علت های طلاق

 ۳: از آخرین رابطه جنسی تان خیلی میگذرد!

شاید هنوز در یک تخت بخوابید، اما هیچ صحبت دوستانه و لطیفی بین شما رد و بدل نمی شود. دور از هم می خوابید و به هیچ وجه یکدیگر را لمس نمی کنید. حتی آخرین باری که یکدیگر را در آغوش گرفتید نیز به سختی به یاد می آورید.

۴ تنهایی تفریح کردن را ترجیح می دهید

   اگر نمی توانید آخرین مرتبه که با هم به مسافرت رفتید را به یاد آورید، به دلیل کمبود بودجه و یا نبود وقت کافی نیست. در چنین شرایطی هر دوی شما به این فکر هستید که به نحوی از مصاحبت دیگری فرار کنید. به عنوان مثال بیشتر ترجیح می دهید با دوستانتان بیرون روید و یا خودتان را راحت می کنید و بی سراغ مواد مخدر یا مشروبات الکلی می روید.

 ۵ : همسرتان اموال شما را زیر و رو میکند

آیا متوجه شده اید که همسرتان از پرداخت بعضی قبوضی که سابقا خودش مسولیت پرداخت آنها را به عهده گرفته بود، شانه خالی می کند؟ آیا نسبت به درامد، بدهی، پس انداز و سرمایه گذاری های شما علاقه بیشتری نشان می دهد و می خواهد بیش از پیش از آنها سر در بیاورد؟ او می خواهد از این طریق محاسبه کند که بعد از طلاق چه مبلغی دست او را می گیرد.

۶ :از تکیه کردن به شما فرار می کند

  یک خانم ناراضی سعی می کند تا آنجا که ممکن است فاصله خود را از همسرش دورتر کند و اتکا خود را به او کم نماید. او در کلاس های متفاوتی ثبت نام می کند، به نام خودش حساب باز می کند، سرمایه گذاری انجام می دهد، و حتی تا مرز تغییر نام هم پیش می رود. این امور نشان دهنده شکاف عمیقی هستند که در رابطه فعلی شما به وجود آمده است.

 ۷: از اینکه به خانه بروید وحشت دارید

آیا قدم گذاشتن به خانه به جای اینکه مایه آرامش باشد، برای شما به صورت کار دشواری در آمده است؟ سعی می کنید برای خانه رفتن بهانه های مختلفی نظیر کار کردن تا دیر وقت یا بیرون بودن با دوستان قدیمی را بتراشید؟ حتی در خانه هم به دنبال راه فراری می گردید تا از زیر حل مشکلات روابط زناشویی فرار کنید. اگر برای ساعت ها متمادی به تماشای تلویزیون می نشینید و خود را با سرگرمی های متفاوتی مشغول می کنید، باید از خود سوال کنید که این همه وقت اضافی را از کجا می آورید!

دعوای زناشویی
دعوای زناشویی
 ۸: هر وقت صحبت می کنید نهایتا به دعوا منجر می شود

 هر گاه با هم به گفتگو می نشینید، کار به جاهای باریک کشیده می شود. زندگی برای شما تکرار مکررات است، بحث و مشاجره هایی است که به نتیجه معقول ختم نمی شوند. این کار شما را عصبانی می کند و سبب می شود تا نسبت به او بی میل شوید، علاوه بر این علاقه خود را نیز نسبت به او از دست می دهید. این امر زمانی به اوج خود می رسد که وقتی در مورد خانمتان خبری را از زبان سایر افراد می شنوید، احساس خوبی نمی کنید.

شاید خیلی عصبانی شوید که جر و بحث و دعوا بین شما خیلی عادی می شود. در نظر شما او نمی تواند هیچ کاری را به درستی انجام دهد و احساس می کنید که تمام کارهای شما را زیر ذره بین قرار داده است. فقط کافی است تناقضی در گفته های هر یک از شما دو نفر دیده شود، آنگاه خونتان به جوش می اید و هر دو خشمگین میشوید.

 ۹: وظایفی که به عهده داشتید را گردن نمیگیرید

  زمانی که می خواهید پای خود را از مزرهای رضایت جنسی فراتر بگذارید، اطمینان خاطر دارید که وضعیت خوبی در خانه انتظار شما را نمی کشد. اگر در گذشته خود را مجاب به انجام دادن یک چنین کاری کرده بودید، حال از خود می پرسید که چرا نباید بتوانم این کار را انجام دهم. اگر می دانید که خانمتان نیز به این اصول پایبند نیست پس دیگر چه دلیلی وجود دارد که تا این حد خود را به زحمت بیندازید.

جدایی
جدایی
 ۱۰: حرمت ها که بشکند، چیزی باقی نمی ماند

 ارزشی که در گذشته برای یکدیگر قائل بودید به تدریج از بین می رود و تنها چیزی که باقی می ماند رنجش و آزردگی است. به یکدیگر ناسزا می گویید و در بعضی موارد حاد، برخورد فیزیکی نیز پیدا می کنید. خشونت تنها وسیله ارتباطی شماست. بر روی زخم های گذشته نمک می پاشید تا بتوانید بیش از هر زمانی یکدیگر را آزرده خاطر سازید. در این حالت تنها منتظر جرقه ای هستید تا اتش خشم شما را شعله ور سازد.

همچنین بخوانید: کاهش استرس و اضطراب ناشی از ویروس کرونا

مسئله طلاق را جدی بگیرید
مسئله طلاق را جدی بگیرید

طلاق وسیله ای برای دعوا نیست

طلاق مسئله ای کاملا جدی است. اوج نقطه ای است که به اشتباه بزرگی که در زندگی مرتکب آن شده اید، پی می برید. قسمت اعظمی از زندگی شما وقف سرو کله زدن با درد و رنج می شود، تازه ما مسائل اقتصادی را نیز نادیده می گیریم.

تسلیم شدن انتخاب مناسبی نیست. حتی اگر فکر می کنید جز طلاق راه دیگری برای شما نمانده است، تا آنجا که می توانید بر روی تفاوت هایتان کار کنید. کارهای متعددی می توان برای نجات یک ازدواج از خطر نابودی انجام داد، مثل مشاوره های خانوادگی. حتی پیش از اینکه تصمیم به طلاق بگیرید، می توانید با توافق یکدیگر زمانی را جدا از هم زندگی کنید و مسائل ازدواج خود را دقیق تر بررسی نمایید.

در آخر هم باید به این مطلب فکر کنید که در گذشته چه چیز شما را عاشق او کرده بود که تن به ازدواج با او را دادید. دوباره به یاد دلایل دوست داشتن یکدیگر بیفتید؛ توجه خود را به آن معطوف کنید تا بتوانید به موفقیت دست پیدا کنید.

تحقیقات نشان می دهد که سالهای اول زندگی مشترک، از حساسیت بسیار زیادی برخوردار است و بیشتر طلاقها در سالهای اولیه ی زندگی زناشوئی صورت می گیرد و در بررسی عوامل وقوع طلاق ” عدم تفاهم“ مهمترین عامل جدایی زنان و مردان از یکدیگر است. شاید لازم باشد که ما نگاهی نو به برداشتی که زنان و مردان از خوشبختی دارند بیاندازیم.

بسیاری معتقدند که به دنبال نیمه ی گمشده ی خود هستند و در صورت یافتن آن کامل می شوند، تا جایی که در بسیاری از شعرها نیز این موضوع به چشم می خورد. در حالی که این طرز فکر که دو نیمه ی زندگی زناشوئی سعادتمندی را درست می کنند به کلی اشتباه است و همان طور که می دانیم یک دوم ضربدر یک دوم مساوی است با یک چهارم.دو انسان ناقص، دو انسان نیمه کاره هرگز نمی توانند زندگی سعادتمندی داشته باشند.

رابطه ی زناشوئی خوب در شرایطی است که در آن دو انسان کامل و متفاوت تصمیم می گیرند که با هم ارتباط صمیمانه برقرار کنند، با هم زندگی کنند،و با این حال هر دو می دانند که می توانند بدون یکدیگر نیز به زندگی خود ادامه دهند.

 

همچنین بخوانید: عزت نفس چیست؟

برهم خوردن زندگی زناشویی
برهم خوردن زندگی زناشویی

از همان ابتدا عشق را این گونه تعبیر می کنیم که بالاترین درجه ی عشق ، گذشتن از نیازهای جسمانی، عاطفی و ذهنی به نفع دیگری است. شاید این گذشت ، یک فضیلت اخلاقی به حساب آید ، اما در این که چقدر این گذشت بر مبنای بی بازگشت بودن قرار دارد، جای حرف هست. شاید لازم باشد به پسران و دختران جوان بیاموزیم که عشق ، صرفاً یک احساس خوب نسبت به دیگری نیست، بلکه نوعی کار است و مستلزم تعهد و غلبه بر تنبلی است.

زوجهای سالم از روی میل قلبی به یکدیگر متعهدند. رابطه ی خوب و سالم زناشوئی مبتنی بر عشق بی قید و شرط است، احساس گذرا نیست، یک تصمیم است. یک زن و شوهر موفق هر کدام ساز متفاوت ، اما آهنگ واحدی را می نوازند.

نتایج یک پژوهش نشان می دهد که مردان؛  عوامل اخلاقی همچون :بدزبانی، عیب جویی، بی بندوباری و سوءظن همسر  عوامل اقتصادی همچون: تجمل پرستی زن عوامل عدم تفاهم از جمله :مشاجره، عدم حفظ اسرار و وفاداری زنعوامل عاطفی مانند :عدم محبت و گذشت همسر را به عنوان طلاق ذکر کرده اند.

و زنان؛ عوامل اخلاقی همچون : بدزبانی، تهمت و فساد اخلاقی شوهر    عوامل اقتصادی از جمله : ناکافی بودن درآمد عوامل عدم تفاهم مثل : مشاجره و عدم مشورت شوهر با زن در زندگی، سختگیری و … را مطرح کرده اندآیا اینها هر یک رفتارهای قابل شناختی نیستند که دو نفر طی یک ارتباط می توانند به راحتی متوجه آنها شوند؟ و آیا لزوماً باید ازدواج صورت بگیرد تا زن و مرد واقعیت وجودی خویش را به یکدیگر نشان دهند ؟

برهم خوردن زندگی زناشویی
برهم خوردن زندگی زناشویی

باید به دختران و پسران جوان گفت این خرده رفتارها همگی قابل مشاهده و شناخت هستند و دوره ی نامزدی بهترین دوره برای شناخت اغلب این رفتارهاست یک دختر و پسر بالغ وقتی قرار است ازدواج کنند باید بیاموزند که ارتباط صادقانه ، بهترین الگوی یک زندگی سالم است. داشتن شجاعت و حرف زدن درباره ی حالاتی که در طرف مقابل دیده می شود ، روشی بسیار صادقانه است در حالی که بسیاری از جوانان با مثبت نگری کامل از خیر رفتارهایی که اهمیت فراوانی برای آنها دارد موقتاً می گذرند.

دختران و پسران جوان به هنگام ازدواج باید از تفاوتهای رفتاری، ارتباطی و نگرشی خانواده های خود آگاه باشند و آنها را بدون اینکه به درست یا غلط بودنشان کاری داشته باشند بپذیرند و متفاوت بودن آنها را تصدیق کنند. زن و شوهر موفق در جهت یافتن راه حلهای مصلحت آمیز قدم برمیدارند. ظرفیت قبول کردن تفاوتهای دو خانواده ، نشانه ی صمیمیت و نشانه ی یک خانواده سالم است.هر دختر و پسری شخصیتی منحصر به فرد دارد و هر یک در خانواده ای با مقررات خاص خود بزرگ شده است.

بنابراین وجود تفاوتها حتمی است.در خانواده ای ” سرزده آمدن “ یک نوع قانون شکنی است و در خانواده ای دیگر نشان از صمیمیت است. به راستی حق با کیست؟   خانواده ها نگرش متفاوتی نسبت به ورود میهمان به منزل خود دارند .مسایل مهمتر مثل طرز تربیت فرزندان، نظم و انظباط درست، خرج کردن پول و غیره از اهمیت بیشتری برخوردارند . برای رسیدن به توافق و تفاهم در اغلب زمینه ها ، نیاز به سالها وقت است. شاید زوج موفق با هم درگیر هم شوند ، اما با اختلافات خود منصفانه برخورد می کنند.

ناکامی در ازدواج
ناکامی در ازدواج

پیامدهای ازدواج ناموفق

ناکامی در ازدواج نه به دلیل وجود اشخاص بد ، بلکه به علت وجود مقررات بد در یک خانواده است. این مقررات است که باید تغییر کند. مقررات زیادی بر خانواده ها حاکم است که از جمله می توان به مقررات مالی، مقررات اداره ی خانواده، جشن گرفتن، مقررات اجتماعی، آموزشی، احساسی، گفتاری، جنسی، بیماری، سلامتی و مراقبت از فرزندان اشاره کرد.

با یک مثال ساده این مورد را توضیح می دهیم :   فرض کنید مردی شدیداً به تمیز و مرتب بودن خانه اهمیت می دهد و این تمیزی را در شستن ظروف بعد از هر وعده ی غذا می داند به طوری که اگر ظرفها شسته نشوند او اعتراض می کند.  توافق بر سر مقررات اولیه ی حاکم بر خانواده ها در ازدواج کار مهمی است که باید صورت گیرد.کیفیت رابطه ی زن و مرد ، نشانگر یک خانواده ی موفق یا ناموفق است.

اگر ازدواج موفق باشد فرزندان خانواده هم این شانس را دارند که زندگی موفقی داشته باشند.اما اگر این ازدواج موفق نباشد افراد خانواده زیر فشار قرار می گیرند و خود را آن طور که باید و شاید درست تطبیق نمی دهند.

2 دیدگاه دربارهٔ «آیا طلاق به دلیل ناباروری کار صحیحی است؟»

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

به بالای صفحه بردن